بازخوانی خواجه نظام لازم است/نگاهی انتقادی به روایت سیدجواد طباطبایی

قاسم پورحسن: نمی‌توان خواجه نظام‌الملک را بدون بررسی مذهب شافعی و در مقابل آن کندری مطالعه کرد، بر این اساس بررسی دقیق تحولات سیاسی اجتماعی ایران از برآمدن ساسانیان تا کوچ سلجوقیان به آناتولی و… همگی را باید در شرایط و مختصات زمان خود و با در نظر گرفتن مذاهب آن دوره مطالعه کرد. به انضمام اینکه خواجه سیرالملوک را در ابتدای صدراتش نمی‌نویسد بلکه آن را در پایان صدراتش می‌نویسد.

کتاب سیرالملوک با دیدگاه سید جواد طباطبایی از آن حیث که از ایرانشهری دفاع می‌کند اهمیت دارد اما سوال این است که طباطبایی چگونه به این نتیجه می‌رسد؟ از کتاب سیرالملوک این نتیجه حاصل نمی‌شود و از تمام کتاب، مذهب شافعی بیرون می‌آید و تنها بخش‌های چهار و پنج است که درباره ایران یعنی عدالت و دادگری صحبت می‌کند. بنابراین از کتاب نظریه ایرانشهری استخراج نمی‌شود.

ما اگر تحلیل درستی از وزیران ایران داشته باشیم می‌بینیم که به طور کلی آنها معتقدند که با حمله اعراب نهاد دولت از بین رفت. خواجه نظام در هیچ جا از پادشاه ستایش نمی‌کند بلکه حتی بد و بیراه هم می‌گوید و در واقع او از یک بنیادی دفاع می‌کند. همچنین نظریه دادگری به همراه اخلاق در اثر خواجه نظام بسیار مهم است.

مساله‌ای که خواجه نظام را از دیگران متمایز می‌کند این است که در ایران بعد از اشعریان مناظره مذهبی ترویج پیدا کند که در دوره اول به صورت خونین و در دوره‌های بعدی به صورت مسالمت‌آمیز است. دغدغه خواجه نظام وحدت سرزمینی است. این تصور که خواجه به‌دنبال حفظ قدرت یا پادشاهی است، فهم درستی نیست البته این فهم نادرستی است که درباره غزالی هم داریم یعنی دغدغه خواجه تثبیت قدرت ترکان نیست بلکه دغدغه آن وحدت سرزمینی است.

خواجه در تمام ۱۲ نظامیه مساله محوری‌اش فقه شافعی است. خواجه نظام می‌خواهد یک حکومت ایرانی بنیان بگذارد، پس این سخن که فیلسوفان دغدغه سیاسی داشتند ناکارآمد بود و فهم درستی نیست. همچنین بدین صورت هم نیست که حجم انبوهی از نوشته‌های ما سیاست نامه‌نویسی است و اینها رهزن است. خواجه حقیقتا به‌دنبال دفاع از مذهب شافعی است.

دفاع از ایران لزوما به معنی بازگشت به نظریه ایرانشهری نیست. اساسا خواجه نظام‌الملک ترک بودن سلجوقیان را به هیچ و آنها را به استخدام می‌گیرد و به همین دلیل است که مهم‌تر از ملکشاه است اما اگر ما بخواهیم خواجه را به درستی بفهمیم باید ۵۰ باب کتاب آن را سنخ‌شناسی کنیم و به همین سبب دفاع او از حکومت، دفاع از شخص پادشاه نیست بلکه دفاع از نهاد قدرت است. متاسفانه ما همواره خواجه و غزالی را در سایه ابن سینا و حکومت ترکان خوانده‌ایم که سبب شده است خوانش‌مان درست نباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *