تکدی‌گری از جمله آسیب‌های اجتماعی است که به صورت مستقیم مردم جامعه ما با آن روبرو بوده‌اند و تا حدودی نیز با مخاطرات آن آشنایی دارند اما شاهد هستیم حتی با توجه به این موضوع که از خطرات ناشی از تکدی‌گری در سطح جامعه عیان است، بازهم افرادی هستند که تحت عنوان کمک به هم نوع مبالغی را در اختیار افراد متکدی قرار می‌دهند و ناخواسته اقدام به انجام دادن عملی به نام گداپروری کرده‌اند، در طرف مقابل نیز همین مردم نسبت به دستفروشانی که قصد دارند از طریق دستفروشی امرار معاش کنند و نیازهای خود را تامین کنند بی‌تفاوت هستند و هیچ واکنشی در خصوص آنان ندارند.

قاسم پورحسن، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در خصوص مبحث گداپروری و عوامل به وجود آمدن آن به خبرنگار برنا گفت: جامعه حال حاضر به دو طیف تقسیم می‌شود، جامعه کنش محورانه که کار، کوشش و تلاش محور حیات این جامعه را شکل می‌دهد و طیف دوم جامعه انفعال محور است که به طور کلی تفکر قالب موجود در آن عدم اهمیت کار است و تلاش و کوشش مبنای حیات و زندگی خوب موجود در آن جامعه نیست. متاسفانه جامعه ایرانی در ۵۰ سال گذشته در طیف دوم که همان جامعه انفعال محور است قرار گرفته و کار اهمیت خود را از دست داده و نگاه تن پروری و عدم توجه به کوشش روحیه قالب این جامعه شده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اینگونه نیست که جامعه ایرانی به صورت اتفاقی چنین خصلت‌هایی را پذیرا شده باشد، امروزه وقتی می‌بینیم افرادی که کوشش فراوانی را انجام می‌دهند اما در عین حال ثمره کار خود را درون جامعه نمی‌بینند پیامی به جز این موضوع را نمی‌رساند که ما از یک جامعه کوشش محور به سمت جامعه‌ای منفعل حرکت کرده‌ایم و آن زمان است که آسیب‌هایی چون تکدی‌گری و گداپروری به عنوان خصلت‌های این جامعه روز به روز هویدا می‌شود، در نتیجه مردمان چنین جامعه‌ای به کسانی توجه دارند که با کوشش کمتر بتوانند سهم بیشتری را از جامعه به خود اختصاص دهند، در حالیکه چنین جامعه‌ای بیمار است.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با در پاسخ به این سوال که جامعه سالم مرتبط با این موضوع چه نوع جامعه‌ای است، بیان کرد: جامعه سالم جامعه‌ای است که در درجه اول توجه بنیادین مردمان حاضر در آن اجتماع به کار و تلاش باشد، گداپروری یک نشانه از آسیب ها و مُردگی کوشش در یک جامعه است.

پورحسن در ادامه با اشاره به خطراتی که جامعه ایرانی را در شرایط فعلی مورد تهدید قرار می‌دهد گفت: شاید بتوان گفت اصلی‌ترین خطری که در این خصوص جامعه ایرانی را مورد تهدید قرار می‌دهد این است که آسیب‌ها و بحران‌ها تبدیل به فرایندی طبیعی درون اجتماع می‌شود برای مثال اگر فردی در مترو به یک متکدی کمک کند تبدیل به یک فرد مهربان می‌شود و مورد ستایش قرار می‌گیرد و در سوی مقابل اگر فردی این عمل را انجام ندهد مورد غضب باقی افراد حاضر قرار می‌گیرد. این موضوع نشان می‌دهد که در یک فرایند طولانی بدون اینکه متفکران و اندیشمندان ما توجه دقیق به بنیان‌های جامعه داشته باشند خواسته یا ناخواسته آن را به سوی جامعه ناسالم سوق داده‌اند.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که بیشترین تقصریات در این رابطه متوجه کدام بخش‌ها و افراد است نیز اظهار کرد: بیشترین تقصیرات در این مورد متوجه دو حوزه است، رسانه‌های عمومی که صداوسیما به عنوان اصلی‌ترین مقصر در راس آن‌ها قرار دارد و متفکرانی که این بیماری را در جامعه می‌بینند و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند.

 او افزود: در خصوص صداوسیما و نقش آن باید گفت متاسفانه این نهاد به عنوان رسانه‌ای فراگیر که در بین مردم مخاطبان فراوانی را دارد به جای اینکه برنامه‌هایی را در راستای آگاهی‌های اجتماعی داشته باشد تا مردم و اجتماع از آن استفاده‌های لازم را داشته باشند بیشتر به سمت تهیه و تولید برنامه‌هایی روی آورده که هیچ ثمری ندارد و اتفاقا محتوایی را نشر می‌دهد که در راستای از بین رفتن کوشش است و همواره اشخاصی را در فیلم‌ها و سریال‌های تولیدی معرفی می‌کند که بدون هیچ تلاش و پشتکاری به ثروت و اندوخته‌های باد آورده رسیده‌اند.

پورحسن در پایان خاطرنشان کرد: تا زمانی که کار و تلاش سرلوحه چنین جامعه‌ای بیمار قرار نگیرد و از کمک به افرادی که متکدی هستند جلوگیری نشود روز به روز شاهد افزایش تعداد متکدیان در سطح جامعه خواهیم بود پس نیاز است رسانه‌های عمومی، متفکران و اندیشمندان و همچنین سیاستگذاران چنین جامعه‌ای اقدام به فعالیت‌هایی کنند که کار و تلاش به عنوان اصلی‌ترین اولویت‌ها معرفی شود.

ارسال دیدگاه