پیشرفت بدون توجه به تفکر انتقادی، عقلانیت و خرد جمعی به دست نمی آید

دکتر قاسم پورحسن استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در مورد اینکه چه نسبتی میان نهادینگی تفکر انتقادی و پیشرفت و توسعه یک جامعه وجود دارد گفت: یکی از بنیان های نیرومند توسعه، وجود تفکر در جامعه است. وقتی سخن از تفکر انتقادی به میان می آید تفکر انتقادی به نوعی همان عقلانیت یا توجه به عقل جمعی است. توسعه بدون توجه به عقل جمعی به وجود نمی آید. توسعه در هم تنیده و برخاسته از عقل جمعی است.

وی افزود: عقل جمعی همواره آگاهی بویژه آگاهی تاریخی نسبت به فرایند تحول دارد. بنابراین تفکر انتقادی که زمینه ای از عقل جمعی است می تواند با توجه به این عقل جمعی نگاه فرایندی به ترقی، پیشرفت و توسعه جامعه داشته باشد. توسعه نقطه عطف این فرایند است این فرایند لزوماً روبه تکامل است. یعنی انسان با توجه به این آگاهی می تواند توسعه را امر مطلوب فی نفسه تلقی بکند. بنابراین جامعه ای که بهره مند از توسعه است با پشت پا زدن به عقل جمعی شکل نگرفته است.

وی یادآور شد: تفکر انتقادی که ساحتی برگرفته از عقل جمعی است موتور محرکه توسعه به شمار می آید. در تفکر انتقادی با فهم درست از وضعیت انسان و مناسبات اجتماعی بنیان مهمی برای دست یافتن به توسعه تلقی می شود. نکته مهم این است که جوامعی که برخورداراز تفکر انتقادی نیستند نمی توان آنها را کشور توسعه یافته ای تلقی کرد، هرچند بهره مند از ثروت باشد. لذا توسعه منبعث و برخاسته از عقل است که تفکر انتقادی بهره مند از عقل جمعی بشری است.

پورحسن در مورد اینکه در جامعه ما میزان نهادینگی تفکر انتقادی تا چه میزان است هم تصریح کرد: هر گاه از تفکر انتقادی برخوردار شدیم به همان میزان واجد توسعه شدیم. تعبیر درست توسعه را پیشرفت باید عنوان کرد مطلوبتر است در نظریه تاریخ مندی پیشرفت جایگزین توسعه شود. ایران دچار فراز و فرودی بود در مراحلی عقلانیت موهبت الهی بود و تفکر انتقادی زمینه و ضلعی از این عقلانیت است. گاه ایران و جامعه ما که از عقلانیت بی توجه شد توسعه در محاق رفت.

وی افزود: زمانی که از الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت سخن می گوییم باید مهمترین رکن و بنیادی که به آن توجه می کنیم تفکر انتقادی، عقلانیت و عقل جمعی باشد. به همین علت است که نمی شود از پیشرفت سخن گفت در حالی که توجه جدی به مسئله تفکر نداشت. بنابراین اگر فهم درستی از پیوند نیرومند تفکر با پیشرفت داشته باشیم در آن صورت است که می توانیم بگوییم که چه زمینه هایی از تفکر به آن نیازمندیم تا بتوانیم به پیشرفت مطلوب دست پیدا کنیم.

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: این نسبت درستی است که میان تفکر و پیشرفت یا توسعه وجود دارد. در حال حاضر آنچنان که باید از تفکر برخوردار نیستیم. باید توجه شایسته تری به تفکر کنیم . بنابراین در الگوی پیشرفت که مد نظر ماست در دستیابی به تمدن اسلامی هیچ راهی غیر ازقویتر ساختن زمینه های تفکر انتقادی و عقلانیت نداریم.

این محقق و پژوهشگر در مورد اینکه چه سازمان ها و نهادهایی در نهادینه کردن تفکر انتقادی در جامعه می توانند نقش مهمی داشته باشند هم تصریح کرد: در درجه اول مراکز علمی هستند یعنی دانشگاه ها و نهادهای پژوهشی بایستی نقش درخشان در شکل دادن عقلانیت بر عهده بگیرند. مهمترین وظیفه دانشگاه ها ایجاد بستری برای عقلانیت در جامعه است. جامعه ای که راه عقلانی را می پیماید در مسیر پیشرفت است و در جهت الگوی پیشرفت می تواند قرار بگیرد. هیچ کشوری بدون پشتوانه دانشگاه، دانشجو، اساتید و تحقیقات علمی به پیشرفت دست نمی یابد.

این استاد فلسفه در پایان یادآور شد: بنابراین شایسته است که مراکز علمی مسئله مهمی به نام دستاوردها و پژوهشها و بنیان های علمی را برای مسئله توسعه و پیشرفت مد نظر قرار دهند. اولین وظیفه ای که در این الگو می توان به آن توجه کرد این است که یک بازخوانی از نقش نهادها و مراکز علمی داشته باشیم. باید دستاوردهای علمی در دانشگاه در جهت توسعه و پیشرفت کشور معطوف بشود./مهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *